نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر، سیاستمداران و رسانهها به دنبال کارهای بزرگ و عجیب و غریب اند تا بگویند ما خیلی فلانیم. اما بسیاری از رخدادهایی که سبب تغییرات اساسی و مثبت در جوامع شدند از نوآوریهایی معمولی و به ظاهر بی اهمیت شروع شد. حتی کسب و کارهای بزرگ با حرفهای گنده و دهان پرکن شروع نشد.
هنری مینتزبرگ نظریهپرداز مشهور علم مدیریت پیرانهسر کتابی نوشت با عنوان «قصههای شب برای مدیران…» در جایی از این کتاب مینتزبرگ خلاقیتهای معمولی مانند ساختن لطیفههای خندهدار را تحسین میکند و باور دارد که همین خلاقیتهای کوچک میتواند دنیا را به جایی بهتر برای زیستِ بشر تبدیل کند. مثالهای او از الکساندر فلمینگ کاشف پنیسیلین و کارگری ساده از کارخانهی مبلسازی آیکیاست. فلمینگ وقتی صبح روز ۲۸ سپتامبر ۱۹۲۸ از خواب بیدار شد به هیچ وجه برای ایجاد انقلابی در پزشکی از طریق ساخت نخستین آنتی بیوتیک جهان برنامهای نداشت. و همینطور کارگر آیکیا که برای بردن میز به داخل ماشین پایههای آن را جدا کرد نمیدانست که این کار یک الگوی جدید کسب و کار در صنعت مبلمان ایجاد و شرکت آیکیا را به عرش میرساند.
چندی قبل یکی از دانشآموختگان دانشگاه خوبی در تهران که پس از چند اختراع و تاسیس شرکتی دانش بنیان به ساخت و ساز روی آورده بود؛ موفقیت خود را مدیون نمرات بالای دانشگاه و دانشگاه خوبی میدانست که در آن درس خوانده بود . هرچند من با این گزاره خیلی مخالف نیستم؛ اما انحصار نوآوریهای تعیین کننده در دانش آموختگان دانشگاههای برتر را هم درست نمیدانم. در مقابل حرف ایشان با استناد به آثار پروفسور فرامرز رفیعپور، جامعهشناس شهیر، معتقدم که بسیاری از نوآوریهای کشورمان را دانشآموزان و دانشجویانی انجام میدهند که در دانشگاههای معمولی درس میخوانند و نمرههای متوسطی دارند. به گفتهی پروفسور رفیعپور دانشآموزان و دانشجویان ایرانی که در داخل کشورمان نمرات متوسطی میگیرند با حضور در کشوری پیشرفته تبدیل به سرآمدان علم، نوآوری، فناوری و تجارت و صنعت میشوند.
در این کوتاه مینتزبرگ که خود از کمشمار نخبگان عالم مدیریت است بر اهمیت «خلاقیتهای معمولی» در «تغییر دنیا» پای میفشارد.
مینتزبرگ، هنری، قصههای شب برای مدیران…، ترجمهی محمدحسین تقوی، علی بابایی و حانیه محمدی، میلیکان، ۱۳۹۸٫
رفیعپور، فرامرز، آناتومی جامعه، شرکت سهامی انتشار